مذاکره تلفنی با مشتری پس از مشاهده آگهی، یکی از حساسترین مراحل فرآیند فروش محسوب میشود. بسیاری از کسبوکارها هزینه قابل توجهی برای تبلیغات، تولید محتوا و جذب سرنخ (Lead) صرف میکنند، اما به دلیل نداشتن یک مکالمه حرفهای، بخش زیادی از مشتریان بالقوه را از دست میدهند. در واقع، تماس تلفنی اولین فرصت برای ایجاد اعتماد، شناسایی نیاز مشتری و هدایت او به سمت خرید است.
از سوی دیگر، مشتری امروز پیش از تماس معمولاً اطلاعات اولیه را از طریق آگهی، سایت یا شبکههای اجتماعی دریافت کرده است. به همین دلیل انتظار دارد فروشنده بدون اتلاف وقت، پاسخهای دقیق، شفاف و متناسب با نیاز او ارائه دهد. اگر مکالمه ساختار مشخصی نداشته باشد، احتمال پایان یافتن تماس بدون نتیجه بسیار زیاد خواهد بود.
به همین علت، استفاده از یک اسکریپت مذاکره تلفنی استاندارد میتواند نرخ تبدیل تماس به فروش را به شکل محسوسی افزایش دهد. در ادامه، مراحل کامل مذاکره، نکات روانشناسی فروش، اشتباهات رایج، تکنیکهای حرفهای و یک اسکریپت آماده برای تماس با مشتری پس از مشاهده آگهی را بررسی خواهیم کرد.
مذاکره تلفنی پس از دیدن آگهی، گفتوگویی هدفمند میان فروشنده و مشتری بالقوه است که پس از مشاهده تبلیغات، ثبت درخواست یا تماس اولیه شکل میگیرد.
هدف این تماس صرفاً معرفی محصول نیست. بلکه فروشنده باید در مدت کوتاهی اعتماد ایجاد کند، نیاز واقعی مخاطب را شناسایی نماید، ابهامها را برطرف کند و مشتری را به مرحله بعدی خرید هدایت نماید.
به همین دلیل، موفقیت این تماس بیشتر از آنکه به فن بیان وابسته باشد، به ساختار مکالمه و مهارت پرسیدن سؤال بستگی دارد.
بسیاری از فروشندگان تصور میکنند بداههگویی نشانه حرفهای بودن است. با این حال، تجربه نشان میدهد تماسهایی که بر اساس یک چارچوب مشخص انجام میشوند، نرخ موفقیت بیشتری دارند.
داشتن اسکریپت مزایای زیر را به همراه دارد:
علاوه بر این، استفاده از اسکریپت باعث میشود کیفیت پاسخگویی در تمام تماسها یکنواخت باقی بماند.
یک تماس موفق معمولاً از چند مرحله تشکیل میشود.
ثانیههای ابتدایی تماس نقش تعیینکنندهای در ادامه مکالمه دارند.
بهتر است ابتدا خود را معرفی کنید و دلیل تماس را بهصورت شفاف بیان نمایید.
نمونه:
«سلام، وقت شما بخیر. من رضایی هستم از شرکت … . متوجه شدم آگهی ما را مشاهده کردهاید و برای دریافت اطلاعات بیشتر تماس گرفتهاید. اگر چند دقیقه فرصت داشته باشید، خوشحال میشوم راهنماییتان کنم.»
این نوع شروع، احترام به زمان مشتری را نشان میدهد.
پس از معرفی، بهتر است فضای گفتوگو دوستانه شود.
به جای شروع مستقیم معرفی محصول، چند سؤال کوتاه مطرح کنید.
برای مثال:
در نتیجه، مکالمه از حالت فروش مستقیم خارج میشود.
مهمترین بخش مذاکره، شناخت نیاز واقعی مشتری است.
پرسشهای باز بهترین گزینه هستند.
برای نمونه:
هرچه اطلاعات بیشتری دریافت کنید، پیشنهاد دقیقتری ارائه خواهید داد.
اکنون زمان معرفی محصول یا خدمت است.
بهتر است به جای توضیح همه ویژگیها، تنها موارد مرتبط با نیاز مشتری بیان شوند.
برای مثال، اگر مشتری دوام محصول را مهم میداند، درباره کیفیت مواد اولیه، طول عمر و گارانتی صحبت کنید.
تقریباً در تمام تماسها، مشتری سؤالات یا نگرانیهایی مطرح میکند.
رایجترین اعتراضها شامل موارد زیر هستند:
به جای مخالفت، ابتدا نگرانی مشتری را تأیید کنید و سپس پاسخ منطقی ارائه دهید.
در پایان تماس، باید مرحله بعدی مشخص شود.
برای مثال:
نباید تماس بدون تعیین اقدام بعدی پایان پیدا کند.
سلام، وقت شما بخیر.
من احمدی هستم از شرکت …
متوجه شدم آگهی ما را مشاهده کردهاید و برای دریافت اطلاعات تماس گرفتهاید.
اگر چند دقیقه فرصت داشته باشید، ابتدا نیاز شما را بررسی میکنم تا مناسبترین پیشنهاد را ارائه دهم.
ممکن است بفرمایید محصول را برای چه پروژهای نیاز دارید؟
متراژ یا حجم پروژه چقدر است؟
بیشتر کیفیت برایتان اهمیت دارد یا قیمت؟
آیا زمان اجرای پروژه مشخص شده است؟
خیلی ممنون از توضیحات شما.
با توجه به اطلاعاتی که فرمودید، پیشنهاد ما محصول … است؛ زیرا علاوه بر کیفیت مناسب، برای شرایط پروژه شما نیز گزینه مقرونبهصرفهای محسوب میشود.
در صورت تمایل، میتوانم مشخصات فنی، قیمت و پیشفاکتور را همین امروز برایتان ارسال کنم.
آیا شماره واتساپ یا ایمیل شما همین شماره تماس است؟
از وقتی که در اختیار بنده گذاشتید سپاسگزارم. اگر سؤال دیگری داشتید، خوشحال میشوم پاسخگو باشم.
مهارت مذاکره تنها به انتخاب واژهها محدود نمیشود.
رفتار فروشنده نیز تأثیر زیادی بر تصمیم مشتری دارد.
فروشندگان حرفهای معمولاً کمتر صحبت میکنند و بیشتر سؤال میپرسند.
استفاده طبیعی از نام مخاطب حس ارتباط شخصی ایجاد میکند.
به جای بیان ویژگیها، نتیجه استفاده از محصول را توضیح دهید.
مشتری باید احساس کند تصمیم نهایی در اختیار خودش است.
ارائه نمونه پروژه، ضمانت یا سابقه کاری میتواند اعتماد مخاطب را افزایش دهد.
برخی اشتباهات باعث از بین رفتن فرصت فروش میشوند.
اگر فروشنده تمام زمان تماس را صحبت کند، فرصت شناخت نیاز مشتری از بین میرود.
مشتری بیشتر به حل مشکل خود علاقه دارد تا مشخصات فنی محصول.
پیش از نیازسنجی، اعلام قیمت معمولاً اثر منفی دارد.
این رفتار احساس بیاحترامی ایجاد میکند.
اگر مرحله بعد مشخص نشود، احتمال پیگیری مشتری کاهش پیدا میکند.
راهکارهای زیر تأثیر قابل توجهی بر نتیجه تماس دارند.
اگر بدانید مشتری از کدام آگهی وارد شده است، مکالمه هدفمندتر خواهد بود.
این نوع پرسشها اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار میدهند.
به مشتری بگویید چرا باید شما را انتخاب کند.
اگر مشتری همان روز تصمیم نگرفت، در زمان مناسب دوباره با او ارتباط برقرار کنید.
ثبت نتیجه هر تماس به بهبود فرآیند فروش کمک میکند.
فرض کنید مشتری پس از مشاهده آگهی فروش عایق ساختمانی تماس گرفته است.
فروشنده ابتدا خود را معرفی میکند و سپس درباره نوع پروژه سؤال میپرسد.
مشتری اعلام میکند که برای یک سوله صنعتی به عایق نیاز دارد.
در ادامه، فروشنده درباره متراژ، شرایط محیطی و زمان اجرا اطلاعات لازم را دریافت میکند.
پس از نیازسنجی، محصول مناسب را معرفی کرده و مزایای آن را متناسب با پروژه توضیح میدهد.
در پایان، پیشفاکتور همان روز ارسال میشود و زمان پیگیری نیز مشخص خواهد شد.
این تماس کمتر از ده دقیقه طول میکشد؛ اما به دلیل ساختار مناسب، احتمال تبدیل آن به فروش بسیار بالا خواهد بود.
برای افزایش اثربخشی تماس، رعایت چند اصل ضروری است.
اجرای مداوم این اصول باعث افزایش کیفیت مذاکرات خواهد شد.
اسکریپت مذاکره تلفنی با مشتری پس از دیدن آگهی شامل شش مرحله اصلی است: معرفی و ایجاد ارتباط، نیازسنجی، ارائه راهکار، پاسخ به اعتراضها، جمعبندی و تعیین اقدام بعدی. استفاده از این ساختار باعث افزایش اعتماد مشتری، مدیریت بهتر تماس و بالا رفتن نرخ تبدیل فروش میشود.
اسکریپت مذاکره، چارچوبی از پیش طراحیشده برای مدیریت تماس فروش است که به فروشنده کمک میکند مکالمه را هدفمند پیش ببرد.
خیر. اگر اسکریپت بهصورت انعطافپذیر استفاده شود، گفتوگو کاملاً طبیعی باقی میماند.
پس از نیازسنجی و زمانی که مشتری ارزش محصول را درک کرده باشد.
معرفی شفاف، گوش دادن فعال، پاسخ دقیق، ارائه نمونه کار و پرهیز از اغراق، اعتماد مشتری را افزایش میدهد.
بهتر است زمان مشخصی برای پیگیری تعیین شود و اطلاعات تکمیلی نیز برای او ارسال گردد.
خیر. اگر سؤالها مرتبط با نیاز مشتری باشند، او احساس میکند راهکار متناسبی دریافت خواهد کرد.
بسته به نوع محصول متفاوت است؛ اما معمولاً بین ۵ تا ۱۵ دقیقه برای تماس اولیه مناسب خواهد بود.
شناخت دقیق نیاز مشتری، گوش دادن فعال و ارائه راهکار متناسب، مهمترین عوامل موفقیت در یک تماس فروش هستند.